شاهد شمال، پایگاه خبری تحلیلی گیلان

به بهانه مصاحبه دردمندانه مهندس جعفرزاده

چهارشنبه,۲۹ام مهر ۱۳۹۴ - سیاسی

«‌نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،

و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است»

( مهاتما گاندی )

 

سخت است از او  نوشتن ، بی آنکه انگ و برچسب سیاست زدگی و زیاده خواهی ، جناح زدگی و جناح بازی بر پیشانیت ننشیند ، ولی باید از او  نوشت ، و خداوند بین من و او شاهد است که در طول زندگیم تنها یکبار به ملاقات‌اش  رفته‌ام  و آن هم نه به استدعا و حاجت کار شخصی‌، بلکه به حاجت دعوت از او برای یک کار اجتماعی و جمعی‌،  برای مردمان دیار باران.

پس میتوانم از او بنویسم چون دینی بر گردن ندارم.

 

«تولستوی» این بزرگ مرد پهنه انسانیت سخنی دارد با این مضمون:‌

« باید از گفتنی‌هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را می دانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان ندارند.»

ولی باز سخت است از جانبازی گفت که روزی به حمایت از مردمان میهنش ردای رزم بر تن و عافیت و سلامتی را بی‌منت تقدیم میهن خویش کرد و امروز با سخت ترین شرایط سلامت جسمی‌، لباس وکالت مردمان دیارش را بر تن نموده و اغیار این دیار امروز چنان سیاست زده و سیاست باز شده اند که نه تنها مرزی میان انتقاد و هجمه قایل نیستند بلکه چنان به فرزند جانباز پاکدست دیار باران می‌تازند که گویی او از سرزمینی غیر به این سامان آمده و سودایی غیر دارد.

ایراد بزرگ و مشترکی که تقریبا به تمامی این واعظین  غیر‌بارانی می‌شود گرفت، سیاه و سفید دیدن عملکرد فرزندان متخصص و پاکدست دیار باران است و این نقطه مشترک تقریبا همگی آنهاست که «هر که با ما نباشد، قطعا بر ماست» و باید از او نه تنها برائت جست بلکه به کمتر از امحاء او  قانع نشد و چنان بر این ناصحیح پافشاری می‌کنند و این ناصحیح چنان در ذهنشان حک شده که حتی تمامی رویدادها و اتفاقات خوبی را هم که این پاکدستان بانی اش بوده اند را از یاد میبرند.

 

«‌عودک الی الحق و ان تعتب خیر من راحتک مع لزوم الباطل‌»

علی (ع) فرموده: برگشتت به حق اگر چه مستلزم رنج و تعب باشد بهتر از این است که راحت زندگی کنی و همچنان ملازم اعمال باطل و ناروا باشی.

این وسط نقش ما چیست؟ یعنی آن چنان در مقابل این پدیده‌ها عاجزیم که هیچ کاری نباید بکنیم؟ یعنی ما مردمان دیار باران، اگر قدردان جانباز سرافراز دیارمان نیستیم که سخت کوشانه و با شرایط سخت جسمانی‌، اینچنین  پرصلابت عزم توسعه دیار ما را دارد ، باید در مقابل هجمه ها و توهین ها به وی سکوت کنیم؟

راستی، یک پرسش بنیادی!

در ارزیابی عقب افتادگی دیار باران  که نباید  فراموش کنیم الزاماً عقب رفتگی مطرح نیست بلکه پیش رفتگی دیگران هم برای ما که سرعتمان قابل توجه نیست، می تواند عقب ماندگی محسوب شود، آیا سکوت در برابر هجمه های اغیار غیر بارانی به فرزندان بارانی دیار باران و عدم حمایت کلامی از آنان، اگر عامل اصلی نباشد، عامل مهمی هم نیست؟

دنبال دلیل می‌گردید؟ دلیلش در خودمان است! در خود ما بارانی‌ها،  نه در همسایه‌ها و نه حتی در دولتها! دلیلش در خود ماست که وقتی چشمان خویش را در مقابل هجمه ها میبندیم، مرز انتقاد از هجمه گم خواهد شد و دیگر انتقاد مبتنی بر انصاف و عدل و ادله فنی ، گم خواهند شد در میان انبوه هجمه های اغیار  و چرخه اصلاح فرایند توسعه گیلان تا ابد لنگ خواهد زد.

آری وقتی که در برابر هجمه‌های اغیار سکوت می‌کنیم‌، مرز میان نقد و هجمه ناپدید خواهد شد.

نقد یعنی بجای اینکه مریض را با کلمات قشنگ و رویا برنگیز به خواب خوش فرو ببریم، او را به خود آوریم. با متانت و آهستگی جهت همکاری‌اش در درمان، دردش را برایش نجوا کنیم.

یکبار دیگر جمله بالا را با دقت بخوانید ! به راستی هجمه ای را که این نادوستداران توسعه گیلان به جانباز سربلند دیار باران روا میدارند نامش نقد است یا هجمه؟

و اما سخن پایانی؛

جانباز سربلند  دیار باران، سکوت پرصلابتت ، مطلوب دوست داران واقعی توسعه گیلان است و از شما تقاضا داریم با سکوت خویش و عدم ادامه مصاحبه دردمندانه‌، آن‌گونه که در مصاحبه قبلی خویش بدان وعده داده بودی، نفس‌های خسته و دردمندت را ذخیره راه ناهموار و سخت توسعه گیلان بنما و دیدن سره از ناسره را واگذار نما به بارانی‌های خالص و شیفته توسعه دیار باران.

 

نظرات مغایر با اصول اخلاقی و قوانین وب سایت منتشر نخواهد شد

*


کليه حقوق اين وب سايت محفوظ است.انتشار محتواي اين وب سايت به شرط درج نام و آدرس سايت بلامانع است.