شاهد شمال، پایگاه خبری تحلیلی گیلان

رابطه دولت وملت پس و پیش از انقلاب

پنج شنبه,۲۰ام مهر ۱۳۹۱ - اجتماعی

اختصاصی شاهد شمال:

در تاریخ 22 بهمن ماه 1357 نهال انقلاب اسلامی ایران با شعار استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی بر مبنای 2/98درصد آرای مردم به رهبری امام خمینی(ره) به بار نشست و مردم بعد از یک دوره تحمیلی حکومت سلطنتی ، به خواسته خود یعنی همان جمهوری اسلامی دست پیدا کردند و این حاکمیت را بر پایه ولایت فقیه بنیانگذاری نمودند که جمهوری اسلامی ایران ثمره این انقلاب شد.

مقصود از “انقلاب ” نيز تعريفي است که استاد مطهري (ره) از اين واژه ارائه مي دهند. ايشان انقلاب را ” طغيان و عصيان مردم يک ناحيه و يا يک سرزمين عليه نظام حاکم موجود براي ايجاد نظمي مطلوب ” معرفي مي کنند..

در مطالعات تاریخی به این نتیجه دست می یابیم که در جوامع گوناگون انقلاب ها به علت نارضایتی مردم از طرز نادرست حکومت و شکاف بین دولت و ملت در آن زمان بوده و مردم که خود را در نقش نداشتن سیاستهای اداری حکومت می دیدند با اهداف و نگرش های متفاوت نسبت به حکومت دست به انقلاب می زدند و بر همین اساس مردم ایران در آن سالها شروع به انقلابی عظیم نمودند و خواستار جمهوری اسلامی شدند.

شهید مطهری(ره)  «جمهوری اسلامی» را چنین تفسیر می کنند: ((مسأله جمهوری مربوط است به شکل حکومت؛ یعنی این که مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند و کلمه «اسلامی» محتوای این حکومت را بیان می کند. به این ترتیب، جمهوری اسلامی؛ یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رئیس حکومت، از سوی عامه مردم است و محتوای آن هم اسلامی است و با اصول و مقررات اسلام اداره می شود)).

***

حال به بررسی روابط حاکم بین دولت و ملت در قبل و بعد انقلاب می پردازیم:

در دوره پهلوی تضاد و شکاف بین طبقات باعث می گردید انگيزه جامعه براي مشاركت فعال در فعاليت هاي اجتماعي ومدني کمرنگ گردد که این كاهش يا افزايش سطح مشاركت اجتماعي را می توان با كاهش يا افزايش شكاف وفاصله بين دولت و ملت در ارتباط دانست و بعلاوه خانوادهای سلطنتی و حاکمیت طاغوتی از تجمل گرایی هایی برخوردار بودند که منابع آن از بیت المال بود که می بایست برای رفاه جامعه هزینه می گردید که تمامی این مشکلات موجب نارضایتی جامعه در آن زمان بود و از طرفی مردم اجازه تشکیل موسسات و نهادهای اجتماعی برای نظارت بر عملکرد دولت سلطنتی پهلوی را نداشتند،چون رژیم پهلوی می دانست اینگونه نهادها اقتدار و اشتباهات دولت را به چالش میکشد،از این رو تشکیلشان را صلاح ندیده وجلوگیری می نمود.

پس در یک جمع بندی کلی میتوان مشکلات حکومت سلطنتی را اینگونه برشمرد:

                    ·جدایی حکومت از مردم و بی اعتنایی به خواسته های آنها

                    ·تجمل گرایی و فساد مالی

                    ·تشدید شکاف طبقاتی

                    ·عدم اتکا به آرای مردم

                   ·عدم نظارت بر عملکرد حاکم

در دوره مشروطه گروه هایی الهام گرفته شده از انجمن های اروپایی شکل گرفت که می توان این گروه ها را «گروه هاي ميانجي» ناميد. يعني گروه هايي كه واسطه ارتباط ميان مردم و دولت هستند و هر قدر ارتباط مردم و دولت از طريق اين گروه هاي ميانجي بيشتر باشد تضاد بين دولت و ملت كاهش خواهد يافت.اين انجمن ها كه شكل گيري شان مي توانست آغازي براي پيوند دولت و ملت باشد با شروع ديكتاتوري رضاشاه از بين رفتند و دوباره فاصله و شكاف بين دولت و ملت عميق شد و تا سال هاي دهه ۲۰ همين گونه ماند.
در فاصله سال هاي ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ يعني از سقوط رضاشاه تا كودتاي ۲۸ مرداد، به ويژه در دوران حكومت مصدق وملي شدن صنعت نفت دوباره انجمن ها، نهادها و مؤسسات مردمي دركنار احزاب سياسي ومطبوعات آزاد شروع به فعاليت كردند و شكاف بين دولت و ملت و بي اعتمادي مردم نسبت به دولت كاهش يافت كه ثمره آن موفقيت دولت در ملي كردن صنعت نفت و حمايت تام وتمام مردم از دولت در اين زمينه بود ولی بعد از كودتاي ۲۸ بازهم بین دولت و مردم فاصله افزایش یافت ولی اینبار با سیاستی جدید که انجمن ها و موسسات اجتماعی تشکیل گردید اما تمامی این نهادها دولتی بودند و به همین دلیل در انتخابات مجلس تقلب مي شد و عناصر ملي نيز در دولت ها حضور نداشتند بنابراين اعتمادي به حكومت نبود.

***

روابط حاکم بعد از انقلاب دولت و ملت

در ابتدا با ذکر 1 سوال به موضوع مربوطه می پردازیم:

چرا همبستگی اجتماعی در دوران انقلاب و جنگ بسیار زیاد بوده؟

همبستگي اجتماعي در دوران انقلاب يا جنگ بسيار زياد مي شود و جرائم اجتماعي و ناهنجاري ها كاهش مي يابد. زيرا مردم زندگي عادي را براي موفقيت در يك امر مهمتر به حالت تعطيل در مي آورند. شكاف بين دولت و ملت نيز كاهش مي يابد، اما بعداز پايان جنگ تورم، بيكاري، مشكلات جوانان و بحران هاي مختلف ـ كه امروز دامنگير ما هم شده است ـ دوباره اين شكاف را افزايش مي دهد. اگر اين شكاف بوسيله احزاب، انجمن ها، مطبوعات و نهادهاي اجتماعي و مدني پر شود همياري دوران جنگ پس از آن نيز ادامه پيدا خواهد كرد و گرنه حذف اين مؤسسات ميانجي بي اعتمادي، دلسردي و دلزدگي مردم رابيشتر كرده وباعث مي شود آنها تمايلي به مشاركت وسيع وسازماني در قالب نهادهاي مدني واجتماعي نداشته باشند. در چنين شرايطي صرفاً برخي مشاركت هاي مدني و اجتماعي محدود، بدون سازمان غيررسمي در قالب گروه هاي ناشناس و در چارچوب احساسات ملي و ديني، شكل مي گيرد. كما اينكه نمونه هايي از اين نوع مشاركت اجتماعي را مي توانيم در كشور خودمان ببينيم. در دولت فعلي كه با شعار و برنامه توسعه سياسي و اجتماعي در مسند قدرت قرار گرفته ، شاهد آن هستیم که اقدامات قابل توجهي از قبيل برگزاري انتخابات شوراها و كمك به شكل گيري نهادهاي مدني و غيردولتي داشته است و دولت سعی دارد خودرا به ملت و جامعه نزدیک و نزدیکتر نماید تا بتواند برای رشد و پیشرفت مملکت از حمایت ملت استفاده نماید که این بسیار ارزنده ومی باشد.

حال براي اينكه اين اقدامات در طولانی نتیجه دهد چه بايد كرد؟
دولت براي كمك به افزايش سطح مشاركت اجتماعي و مدني مردم بايد اولاً از طريق راديو، تلويزيون، مجلات و… در مورد زمينه هاي شكل گيري مؤسسات و نهادهاي مدني، نقش وتأثير آنها در زندگي اجتماعي افراد جامعه و كاركردهاي آن، به شهروندان آموزش بدهد و ثانياً با آزادي عمل بيشتر دادن به مردم براي تشكيل نهادهاي ميانجي، انجمن ها، سنديكاها و… ارتباط مردم با هيأت حاكمه را افزايش دهد.
ايجاد فضاي سياسي بازتر به تحقق اين مهم بسيار كمك خواهد كرد . فراموش نكنيم فاصله ميان مردم و هيأت حاكمه، در دراز مدت به بي تفاوتي مزمن مردم نسبت به مشاركت در امور اجتماعي، مدني و سياسي منتهي خواهد شد. و اين درنهايت جامعه را ازدرون خواهد پوساند.

***

همانطور که گفته شد مردم بارها از جهات مختلف از دولت و مسئولین حمایت نمودند و این را می توان در راهپیمایی ها و اتنخابات مشاهده نمود.ملت شریف ایران در تمامی انتخابات پای صندوق های رای می آیند تا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی و ولایت فقیه جامع عمل بپوشانند.

حال تنها خواسته این مردمان کم توقع و غیور اشتغال می باشد که به همراهش بسیاری از مشکلات دیگر پوشش داده می شود.در ایران اسلامی که دارای منابع طبیعی و غیر طبیعی بسیاری می باشد مقوله اشتغال می بایست یک امر،دست یافتنی باشد و تبدیل این امر به یک معضل خود می توانند مشکلات بزرگتری از لحاظ مدیریت اجتماعی به وجود بیاورد.با ایجاد اشتغال می توان بسیاری از مشکلات جامع چه در امر اجتماعی و چه در امر اقتصادی،سیاسی را کنترل نمود ، به طور مثال اگر بخواهیم اشتغال را جایگزین بیکاری نماییم ناخواسته از فسادهای اخلاقی،اعتیاد و طلاق و بسیاری دیگر از این مشکلات اجتماعی جلوگیری می گردد،حتی با برنامه ریزی مطلوب اشتغال می توان نرخ رشد جمعیت را هم متناسباً کنترل نمود.پس مسئولین و نمایندگان برای ارتباط بیشتر با مردم و برخورداری از حمایتشان می باید مقوله اشتغال را به صورت جدی سرمشق برنامه های خود قرار دهند تا این ارتباط بین مردم و مسئولین متقابل گردد.

استاد شهید مطهری(ره) برای بقا و تداوم انقلاب اسلامی می فرماید:

برای بقا و تداوم انقلاب اسلامی ما 3 رکن اصلی وجود دارد:

1. عدالت اجتماعی 2. استقلال و آزادی 3. معنویت اسلامی

اما در مورد یکی از این ارکان؛ یعنی عدالت اجتماعی جملات خود استاد خواندنی است:

)) اگرپذیرفته باشیم که انقلاب ما انقلابی ماهیتاً اسلامی است یعنی جامع تمام مفاهیم و ارزشها و اهداف در قالب و شکل اسلامی، در اینصورت این انقلاب به شرطی در آینده محفوظ خواهد ماند و به شرطی تداوم پیدا خواهد کرد، که قطعاً و حتماً مسیر عدالتخواهی را برای همیشه ادامه بدهد. یعنی دولتهای آینده واقعاً و عملاً در مسیر عدالت اسلامی گام بردارند، برای پر کردن شکافهای طبقاتی اقدام کنند، تبعیضها را واقعاً از میان بردارند و برای برقراری یک جامعه توحیدی به مفهوم اسلامی آن تلاش کنند]…[ من تأکید می کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود، مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید و این خطر هست که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آنرا بگیرد))

 

درآخر امیدواریم به لطف خداوند منان و در سایه ولایت فقیه به تمامی آرمانهای امام راحل(ره) دست بیابیم.

سید محمد صادق قنبرزاده

  1. مرتضی شهند مهر ۲۲, ۱۳۹۱ ۱۳:۰۸

    برادر بزرگوار خسته نباشید . مبحث رابطه دولت و ملت باید از دیدگاه گروههای سیاسی با اندیشه های مختلف بررسی گردد. فقط نقل قول از جملات اقای مطهری کفایت نمیکند برای شما ارزوی موفقیت دارم.

  2. بنده خدا مهر ۲۴, ۱۳۹۱ ۱۸:۰۵

    چرا مطالب ارسال شده بنده را نگذاشتید چون واقعییت را گفتم.

  3. پوريا مقدم مهر ۲۴, ۱۳۹۱ ۱۸:۲۴

    باتشكرازدوست عزيزمهندس قنبرزاده مقاله جامع وخوبي بود به اميدمقالات بعدي شما

نظرات مغایر با اصول اخلاقی و قوانین وب سایت منتشر نخواهد شد

*


کليه حقوق اين وب سايت محفوظ است.انتشار محتواي اين وب سايت به شرط درج نام و آدرس سايت بلامانع است.